آیا رهبران عرب میتوانند ترامپ و نتانیاهو را مهار کنند؟
درخت مارکو کانالوس ، سفیر سابق ایتالیا در عراق.
در در سالهای اخیر ، ایالات متحده به آرامی وارد نوعی الیگارشی مالی و فناوری شده است. عملیاتی که در دوره دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ انجام شد ، سریعتر و سریعتر است. این تغییرات چنان عمیقاً حرکت می کند که برخی از ناظران سیاسی آنها را به مالکیت قانون اساسی تشبیه کرده اند. سیستمی که در آن اصول جدا کردن مقامات بین شاخه های اجرایی ، قانونگذاری و قضایی به طور فزاینده تضعیف می شود.
دونالد ترامپ با حمایت گروهی از نخبگان مالی و فناوری ، از جمله ایلان مسک ، سعی کرد تا تأثیر خود را بر کارمندان دولت فدرال و کنترل بیشتر بر نمایندگان کنگره گسترش دهد. در این راستا ، انتظار می رود دیوان عالی کشور به تدریج با تغییرات پیشنهادی ترامپ در ساختارهای سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی در کشور همراه باشد. با این حال ، تاکنون تعداد محدودی از قضات فدرال برخی از دستورات اجرایی آن را مقاومت کرده و به چالش کشیده اند.
از ترامپ و پادشاه عبدالله بازدید کنید. شرم یا جاده رو به جلو؟
این امر ما را به یاد برخی از سیستم های سلطنتی در خاورمیانه می اندازد ، جایی که تنش های شکننده و تنش های مداوم هنوز در لبنان و غزه جریان دارد. در همین زمان ، اسرائیل بارها و بارها به نقض این آتش بس متهم شده است. اگرچه ترامپ در برابر اتهامات سکوت کرد ، اما واکنش حماس و تأخیر در آزادسازی گروگان ها باعث شد او لحنی تیز داشته باشد که آتش بس شنبه آینده به پایان برسد.
اتفاقی که روز سه شنبه در دفتر بیضی کاخ سفید بین دونالد ترامپ و پادشاه عبدالله جردن برای بسیاری از اعراب رخ داد. به ویژه ، کسانی که هنوز به غرور ملی خود وفادار بودند. هنگامی که ترامپ به وضوح نقشه خود را برای غزه توصیف کرد ، پادشاه عبدالله ترجیح داد ساکت بماند. به نظر می رسد طرحی قوانین دیپلماتیک و چیزی مانند “سیاست خارجی مبتنی بر املاک و مستغلات” را بازنویسی می کند. ترامپ بارها و بارها بر لزوم پاکسازی قومی فلسطینی هایی که در غزه زندگی می کنند تأکید کرده و برخلاف اسرائیل آنها را به کشورهای همسایه منتقل می کند. این پیشنهاد نه تنها تعادل شکننده در منطقه را مختل می کند ، بلکه دو کشور مصر و اردن را نیز نشان می دهد که در بی ثباتی با چالش های جدی روبرو هستند.
مشخص نیست که آیا پادشاه عبدالله پس از پایان جلسه به ترامپ پاسخ داده است ، اما می توان فرض کرد که سفر عبد الفاهیا به واشنگتن برای جلوگیری از تحقیر بود. معامله عمدتاً با اظهارات ترامپ از این قانون پیروی می کند: نباید جدی گرفت. سخنان او به سرعت تغییر می کند ، و در این دوره از حقیقت ، واقعیت کمتر ثابت می ماند. این عبارات ممکن است تنها بخشی از سبک تجاری وی باشد و آنها را جدی نگیرد.
امروزه مشخص نیست که چگونه دونالد ترامپ تقاضای غزه را برای تعهد خود برای عدم ارسال نیروهای ما به خاورمیانه تطبیق خواهد داد. همچنین ، مشخص نیست که آیا این عبارات منعکس کننده تفکر شخصی وی یا نتیجه مشاوره با سیاست خارجی وی است. یک تیم اغلب شامل افراد نزدیک به بنیامین نتانیاهو می شود.
چالش عادی سازی روابط اسرائیل با توجه به تعهدات فلسطین
منابع اخیر نتانیاهو نیز مورد توجه ویژه قرار گرفت. وی تشکیل دولت فلسطین در پادشاهی عربستان سعودی ، جایی که سرزمین های خالی زیادی وجود دارد ، پیشنهاد کرد. یادداشت ها بلافاصله با واکنش شدید پادشاهی عربستان سعودی روبرو شدند. دادگاه سلطنتی در پادشاهی عربستان سعودی تأیید کرد که همچنان به تلاش های خود برای تشکیل یک کشور مستقل فلسطین برای پایتخت کت های شرقی ادامه می دهد و تا زمان دستیابی به آن روابط خود را با اسرائیل برقرار نمی کند. این موقعیت ممکن است به طور قابل توجهی بر تلاشهای دیپلماتیک اسرائیل برای نزدیک شدن پادشاهی عربستان سعودی به توافق های ابراهیم تأثیر بگذارد. با این حال ، تأثیر واقعی این وقایع نه تنها با گذشت زمان آشکار می شود.
اگر کشورهای عربی قصد دارند در مسیر سیاست آمریکا برای دستیابی به صلح پایدار در خاورمیانه نقش داشته باشند ، باید سایت های خود را به نمایش بگذارند. اجلاس عرب که قرار است در تاریخ 7 فوریه برگزار شود ، ممکن است یکی از آخرین فرصت ها برای نشان دادن چنین نزدیکی باشد. با این حال ، تجربه تاریخی نشان می دهد که بسیاری از این اجتماعات محدود به صدور داده های دیپلماتیک و سخنرانی های عاطفی بدون دستیابی به نتایج مشخص و پایدار هستند. ابتکار عمل صلح عرب برای امسال نمونه بارز این شکست است. طرحی که ایالات متحده و اسرائیل جایزه دستور کار خود را نگرفتند.
اردن و مصر: قربانی سیاست های غیرقابل پیش بینی آمریکایی
قطر و امارات متحده عربی موفق شدند در سطوح مختلف دیپلماسی و اقتصادی با واشنگتن همکاری کنند و حتی به طور مستقیم با مقامات ما و اسرائیلی مسائل حساس و ناخوشایند را برانگیختند. از یک طرف ، پادشاهی عربستان سعودی با یک چالش پیچیده روبرو است: از یک سو ، باید به اصلاح داخلی خود ادامه دهد و موقعیت خود را به عنوان یک بنده در صورت رایگان حفظ کند. این چالش در تعمیق است که ولیعهد سعودی ، محمد بن سلمان ، به توافق های ابراهیم پیوست که وقتی سیاست های ویلر اوباب تأثیر عمده ای بر ثبات و صلح منطقه ای داشت.
در دوران ریاست جمهوری ترامپ ، فشارهای اقتصادی و دیپلماتیک به پادشاهی عربستان سعودی تحمیل شد. ترامپ صریحاً اظهار داشت که حمایت از پادشاهی عربستان سعودی فقط برای خریدهای عظیم نظامی امکان پذیر است. این فشار که در ابتدا حدود 5 میلیارد دلار آغاز شد و به 5 میلیارد دلار و حداکثر 1 تریلیون دلار رسید ، مستقیماً سایه دار عربستان سعودی است. در عین حال ، آسیب پذیرترین کشورهایی مانند اردن و مصر که به کمک های اقتصادی و نظامی غربی بستگی دارند ، به طور فزاینده ای تحت تأثیر سیاست های غیرقابل پیش بینی اسرائیل قرار گرفتند. این وضعیت نه تنها توانایی این کشورها را برای سازش کاهش داد بلکه ثبات سیاسی و اجتماعی آنها را نیز تهدید کرد.
رفتارهای اخیر واشنگتن و تل آویو بسیاری از اصول قابل قبول دیپلماسی خاورمیانه را به چالش کشید. تحلیلگران معتقدند که این روشها عقل گرایی دارند که به تعامل دیپلماتیک منطقه ای حاشیه می خورد و به آن متصل می شود. به نظر می رسد که ترامپ و نتانیاهو نه تنها از تجربیات ناکام قبلی آموخته اند ، بلکه ممکن است آنها همچنین در جستجوی تنش در غزه باشند. علاوه بر این ، نشانه هایی وجود دارد که نشان می دهد دولت جدید ایالات متحده ممکن است فراتر رود و بخش های بیشتری از کرانه باختری و احتمالاً سوریه را به اسرائیل بیاموزد.
در پاسخ ، پادشاهی عربستان سعودی این اقدامات را به شدت محکوم کرد و در بیانیه ای از کاخ سلطنتی جنایات مداوم اسرائیل و تلاش های انجام شده برای تمیز کردن فلسطینی ها برجسته شد. در این بیانیه تأکید شده است که اسرائیل درک اوراق قرضه تاریخی ، عاطفی و حقوقی مردم فلسطین با سرزمین های خود ندارد. حال سوال اصلی این است: آیا پادشاهی های عرب هنوز در چارچوب توافق های ابراهیم به تعهدات خود رعایت می شوند؟ آیا مصر و اردن علی رغم رفتارهای غیر ضروری اسرائیل ، به معاهدات صلح وفادار خواهند ماند؟ این سؤالات موضوعات اصلی است که می تواند به آینده دیپلماسی منطقه ای پاسخ دهد.






